Instagram story by fanfiction1313 - @fanfiction1313

part41 #stuckony
نت:تو هنوز باید استراحت کنی
_ریلکس نت تیر که نخوردم اولین بارمم نیست
رودی:رفیق
اروم بغلم کرد کلینت هم امد دست انداخت رو شونم خیلی زود همشون دورم جمع شدن
_پپر کجاست؟
بروس:میخواست بمونه ولی بهش گفتیم امکان نداره تا صبح بیدار بشی
_خیل خب،چی شده
اسکات:فضایی ها...
نت کوبید بهش
نت:گفتم باید استراحت کنی گوش نمیدی؟باسه قبول اول تو بگو
اروم نشستم رو مبل
_چیزی واسه گفتن نیست
نت:اوکی پس من میپرسم تو جواب میدی،اکسترما ها اونا واقعا ویلن؟
_خوشحالم که یک راستی رفتی سر اصل مطلب نت خودت چی فکر میکنید مطمئنم همتون فیلمو دیدین
رودی:من پشتتم مرد
بروس چپ چپ نگای رودی کرد
نت:میخوام از خودت بشنوم تونی،قضاوت تو مهمه،چرا بردنت؟چیو بهت نشون دادن؟
_جارویس
جارویس:بله قربان
_دلم برات تنگ شده بود رفیق،اطلاعاتی از تسراک داری؟
جارویس:قربان چیزای کمی وجود داره
_پخش کن
جارویس:تسراک شی از جهانی خارج از زمین سالها پیش به دست انسان ها رسید،بسیار قدرتمند 
_و فیوری ازش به عنوان ساخت اسلحه استفاده میکنه
سم:فیوری داره سلاح میسازه
_هر کوفتی که میسازه خوب نیست
نت:اینا رو...
_استیو منو برد تا بهم اینا رو نشون بده،که ثابت کنه اونا ویلن نیست شیلد ویلنه
کلینت:خب نه راستش فضایی ها ویلن
_ببخشید چی؟
بروس:اره خب میدونی،وقتی نبودی عجیب ترین اتفاق ممکن افتاد و چند تا از شهرها بهشون حمله شد توسط موجودات فضایی
کلینت:فیوری سعی کرد با ازگاردی ها تماس بگیره ولی خبری از اونا نیست
سم:تنها چیزی که میدونیم اینه که اونا گله ای حمله میکنن و انگار...نمیدونم انگار...
نت:دنبال یه چیزایی هستن
سرمو گرفتم تو دستام
_جارویس اخبار حمله رو نشونم بده
نمایشگر بزرگی امد جلوم به موجوداتی که حمله میکردن نگاه نداختم
جنت:بادون ها
برگشتم جنت تو پله به نمایشگر نگاه میکرد
_تو...میدونی اونا چی هستن
جنت:من نه،ولی دین یه زمانی از اینا برامون گفته بود ماجرا مال خیلی وقت پیشه من چیزی یادم نیست
نت:تونی...
_میدونی چیه،من نیاز به استراحت دارم مزاحمم نشید
رفتم سمت کارگاه صدای رودی رو لحظه اخر شنیدم
رودی:میدونی که اتاقا اونطرف نیستن
_جارویس،سیستما روشن

part41 #stuckony  نت:تو هنوز باید استراحت کنی _ریلکس نت تیر که نخوردم اولین بارمم نیست رودی:رفیق اروم بغلم کرد کلینت هم امد دست انداخت رو شونم خیلی زود همشون دورم جمع شدن _پپر کجاست؟ بروس:میخواست بمونه ولی بهش گفتیم امکان نداره تا صبح بیدار بشی _خیل خب،چی شده اسکات:فضایی ها... نت کوبید بهش نت:گفتم باید استراحت کنی گوش نمیدی؟باسه قبول اول تو بگو اروم نشستم رو مبل _چیزی واسه گفتن نیست نت:اوکی پس من میپرسم تو جواب میدی،اکسترما ها اونا واقعا ویلن؟ _خوشحالم که یک راستی رفتی سر اصل مطلب نت خودت چی فکر میکنید مطمئنم همتون فیلمو دیدین رودی:من پشتتم مرد بروس چپ چپ نگای رودی کرد نت:میخوام از خودت بشنوم تونی،قضاوت تو مهمه،چرا بردنت؟چیو بهت نشون دادن؟ _جارویس جارویس:بله قربان _دلم برات تنگ شده بود رفیق،اطلاعاتی از تسراک داری؟ جارویس:قربان چیزای کمی وجود داره _پخش کن جارویس:تسراک شی از جهانی خارج از زمین سالها پیش به دست انسان ها رسید،بسیار قدرتمند _و فیوری ازش به عنوان ساخت اسلحه استفاده میکنه سم:فیوری داره سلاح میسازه _هر کوفتی که میسازه خوب نیست نت:اینا رو... _استیو منو برد تا بهم اینا رو نشون بده،که ثابت کنه اونا ویلن نیست شیلد ویلنه کلینت:خب نه راستش فضایی ها ویلن _ببخشید چی؟ بروس:اره خب میدونی،وقتی نبودی عجیب ترین اتفاق ممکن افتاد و چند تا از شهرها بهشون حمله شد توسط موجودات فضایی کلینت:فیوری سعی کرد با ازگاردی ها تماس بگیره ولی خبری از اونا نیست سم:تنها چیزی که میدونیم اینه که اونا گله ای حمله میکنن و انگار...نمیدونم انگار... نت:دنبال یه چیزایی هستن سرمو گرفتم تو دستام _جارویس اخبار حمله رو نشونم بده نمایشگر بزرگی امد جلوم به موجوداتی که حمله میکردن نگاه نداختم جنت:بادون ها برگشتم جنت تو پله به نمایشگر نگاه میکرد _تو...میدونی اونا چی هستن جنت:من نه،ولی دین یه زمانی از اینا برامون گفته بود ماجرا مال خیلی وقت پیشه من چیزی یادم نیست نت:تونی... _میدونی چیه،من نیاز به استراحت دارم مزاحمم نشید رفتم سمت کارگاه صدای رودی رو لحظه اخر شنیدم رودی:میدونی که اتاقا اونطرف نیستن _جارویس،سیستما روشن

29 Comments

4d ago sima_qorbani

حالا فرست😊

4d ago sima_qorbani

دیدی گفتم پپر یه نقشی داره😏

4d ago emrys_stark

تونی رفت کارگاهش؟؟😁

4d ago _saturnly_

وای من میدونم اینا باهم متحد میشن تا فضاییا رو شکست بدنننن😍😍😍 و این قشنگ ترین فف دنیا خواهد شد اینجوریییی

4d ago thereisntme

:))

4d ago ariana.19971997

مثلا قرار بود استراحت کنه😂

4d ago ariana.19971997

عااااااااالی 💖💖💖💖

4d ago unknownnumberr.zeroo

تونیه کله خر دوست دارم😍😂

4d ago dr.strange_et

عشقم رفت استراحت 😂😂

4d ago dr.strange_et

خب منو و ثور و لوکی تو این فف نیستم تو اون یکی فف مشعولیم برارهمین ازگاردیا جواب ندادن 😎😂😂

4d ago marveldc.ship.fanfiction

ااااا من دارم میترکم از فضولی

3d ago mehrnaz_asadi79

من هنوزم نمیدونم چرا تونی استیو رو مقصر میدونه؟خودش عاشق سینه چاک باکی شده حالا از استیو طلبکاره؟😒اصلا استیو الان کجاس؟

3d ago me.meloni

وی در شوق ادامه این ماجرا میسوزد.......پارت بعد پیلیییز😻😻😻😻😢😢😢😢😢♥️♥️ا

3d ago hasti_geranger

جذاب شد!

3d ago __0fra

ی کراس اور بزن بین دوتا فف و ازگاردی هارو بیار...خیلی باحال میشه😂😂😂😂😂😂

3d ago me.meloni

من در انتظار ی پارت جدید از این فف پوسیدمممممم😭😭😭♥️♥️ا

20h ago bad._.novel

موفق باشی

20h ago bad._.novel

یه پست خوب 😍

20h ago bad._.novel

رمان مارو هم فالو کنید 😘

Popular Instagram Hashtags